محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
179
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
جهالت و مرض است اگر سعوديها حقيقتا مسلمان بودند و تعاليم اسلام قانون اساسى اين كشور محسوب مىشد بايستى دستورات اسلام پيش از آنكه براى مردم به اجرا درآيد درباره رجال و دولتمردان آن ديار اجرا مىگشت . و اگرچه سعوديها در بهدست آوردن مال و قدرت و حكومت به توفيقاتى رسيدند لكن بايد بدانند كه هيچ محبوبيتى در ميان مردم مسلمان شرق و غرب عالم ندارند و نسبت به آنها بىاعتماد هستند و به آنها به صورت يك ديكتاتور مانند آلمان نازى مىنگرند و سرنوشت هر ديكتاتورى در پايان سرنگونى است كه اينان نيز از اين پيامد بدور نيستند . وهابىها و خوارج خوارج در ميان مسلمانان به كثرت عبادت و نماز معروف بودند و بسيارى از آنان در اثر عبادت و سجده زياد پيشانيشان پينه بسته بود و به اين علامت شهرت داشتند ولى با همه اين اوصاف از ريختن خون مردم و غارت اموال آنان و ايجاد رعب و وحشت هيچ ابايى نداشتند . عبادة بن قرط يكى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم صداى اذان را شنيده و به قصد نماز ، خانهاش را بهسوى مسجد ترك مىكند در ميان راه عدهاى از خوارج راه او را سد كرده و مانع رفتنش به مسجد مىشوند . پس به او گفتند : اى دشمن خدا كجا مىروى ؟ عبادة گفت : من و شما برادران دينى هستيم . خوارج گفتند : تو برادر شيطانى و ما تو را خواهيم كشت .